تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
36
قاعده لا حرج (فارسى)
برخى از مفسّرين كه آيه شريفه را چنين معنا كردهاند ، تمام ردّ مظالم را تحت اين آيه قرار مىدهند ؛ امّا همانگونه كه بيان شد ، اين معنا با كلمهء « جعل » سازگارى ندارد . احتمال دوّم : خداوند به قرينه « هُوَ اجْتَبَل - كُمْ » مىخواهد بفرمايد كه من امّت مسلمان را از ميان ساير امّتها برگزيدهام و اين امّت مورد رحمت است . « حرج » در اين احتمال ، به معناى « إصار » - جمع « إصر » - است . واژهء « إصر » به فشار ، سنگينى ، گناه و حبس همراه فشار معنى شده است و مراد از آن ، احكام ضيقآور و مشقّتبار است . خداوند با اين آيه در صدد آن است كه اصار و حرجى كه بر بنىاسرائيل بوده را از مسلمانان نفى كند . « اصار بنىاسرائيل » اين بوده كه اگر توبه مىكردند ، لازم بود كه خود را بكشند تا توبهشان قبول گردد ؛ يا آن كه نمازشان در مكانى معيّن قبول مىشده است ؛ و يا آن كه اگر جايى از بدنشان نجس مىشد ، بايد آنجا را قيچى مىكردند و موارد ديگرى كه در روايات بيان شده است . « 1 » حال ، خداوند با اين آيه بيان مىدارد كه اين اصار براى مسلمانان جعل نشده است . احتمال سوّم : اين است كه آيه شريفه بر رخصتهايى كه در موارد ضرورت ، شارع اجازه داده است ، دلالت مىكند . به عنوان مثال : شارع بيان مىكند كه اگر نمىتوانى نماز را به صورت ايستاده بخوانى ، آن را در حالت نشسته بخوان ؛ و يا آن كه اگر با آب نمىتوانى وضو بگيرى ، تيمّم كن . البتّه مىتوان گفت كه اين تفسير در اطلاق معناى اوّل داخل است ؛ لكن در اين احتمال بحثى از توبه - كه در معناى اوّل ذكر شد - وجود ندارد . احتمال چهارم : در احتمال دوّم بيان شد كه حرج به معناى اصار بنىاسرائيل است و « ما جعل » به « هُوَ اجْتَبَل - كُمْ » ارتباط دارد ؛ امّا در اين احتمال ، « ما جعل » مربوط به « حق الجهاد » است . يعنى : شارع مىخواهد بفرمايد : حق جهادى را كه در توانتان است ،
--> ( 1 ) . ر . ك : العلّامة الطبرسى ، الإحتجاج ، ج 1 ، ص 497 ؛ مولا محمدصالح المازندرانى ، شرح اصول كافى ، ج 10 ، ص 224 ؛ محمّد بن احمد بن ابىبكر القرطبى ، الجامع لأحكام القرآن ، ج 7 ، ص 300 .